شعر
عادت کرده ام هیچ چیز را خط نزنم/ شاید لای سطر ها کسی زندگی می کند.
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو
صفحات اصلی
صفحه اصلی

داستان

شعر

گفت و گو

یادداشت ها


Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 17 شهریور ماه سال 1385
دست من نبود

 

 

 

دست من نبود

پیراهنت شکافت

نگاهم را دوختم

وصله ی تنم نشدی.

 

تو زندگی می خواستی

من خاک گرفته بودم

زبان تو تر بود و

پلک های من گلی می شد.

 

نگاهم کدر بود و تو بودی

اما دور

 دورتر از دستانم

لبم.

 

از زور زنده بودن

پیراهنت می شکافت

پستان هایت می شکفت

اما من خاک گرفته بودم

زنده نبودم

دست من نبود.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 2554


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها